أحمد السباعي (مترجم: رسول جعفريان)
144
تاريخ مكة (از آغاز تا پايان دولت شرفاى مكه "1344 ق")
على بن ابىطالب عليه السلام از وى انتقاد داشتند . در بارهء شيعه هم اشاراتى داشتيم كه چطور به خونخواهى امام على عليه السلام و فرزندش حسين عليه السلام از ظالمان و ستمگران روى آوردند ، داستانى كه دامنه آن همچنان ادامه يافت . ابن زبير همچنان در اين مجادله تلاش مىكرد و مايه مىگذاشت تا آن كه نيرويش به تحليل رفت و در اين وقت بود كه عبدالملك سپاه خود را به كوفه فرستاد . مصعب با سپاهى به مقابلهء آنان رفت در حالى كه مردم عراق از شدّت بخل ابن زبير تحت فشار بودند و از سوى ديگر ، به خاطر كشته شدن مختار ، فرماندهء شكستخوردهء خود ، به دنبال انتقام بودند . اموىها در همان آغاز حركت خود ، سيل پول را به سوى مراكز رهبرى زبيرىها سرازير كرده ، شيرينى آرزوها را به سوى خانههاى رؤسا سرازير كردند . بدين ترتيب آنان زبيرىها را تنها گذاشتند . اموىها راه پيروزى خود را با عبور از كشتههاى عراقى و حجازىها هموار كردند و بدين ترتيب پس از كشته شدن مصعب بن زبير در سال 71 عبدالملك پيروز گرديد و در كوفه با او بيعت شد . « 1 » محاصرهء ابن زبير براى بار دوم در مكه كار استقرار دولت اموى بعد از تصرّف شام و مصر و ديگر شهرهاى اسلامى كه آنها را تصرف كرده بودند تمام نشد مگر بعد از آن كه عبدالملك در اين انديشه افتاد تا ريشهء زبيرىها را از جايگاه اصلىشان در مكه هم بِكَند . او در سال 72 حَجّاج را با سپاه بزرگى به سوى عراق و حجاز فرستاد . اين سپاه ابتدا عراق را تصرف كرده ، سپس به سوى حجاز حركت كرد و در طائف فرود آمد ، جايى كه حَجّاج در آنجا متولد شده بود . « 2 »
--> ( 1 ) . كامل ابن اثير ، ج 4 ، ص 13 . ( 2 ) . حجاج از قبيله ثقيف بود كه در طائف سكونت داشتند . او در آنجا معلم بچهها بود و زمانى كه كار تعليم زندگى او راتأمين نكرد ، به شام رفت و به پليس روح بن زنباع پيوست . زمانى ، عبدالملك نياز به مردى داشت تا مؤخرهء سپاه را اداره كند ، روح او را معرفى كرده ، از قساوت و درايت وى سخن گفت . وى درست گفته بود و او توانست موقعيت خوبى در دستگاه عبدالملك به دست آورد . به تدريج بر رتبت او افزوده شد تا آن كه فرماندهى سپاه عراق براى حمله به ابن زبير به او سپرده شد . بنگريد : وفيات الأعيان ، ج 1 ، ص 173 .